علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
346
تاريخ بيهق ( فارسى )
عمر در آنجا مىزيسته است و احتمال مىرود كه خاص معمورى بوده و اهالى بمرور ايام معمورى را عمر خيام فرض كردهاند . ( مغيثه ) بضم اول و كسر ثانى ديهى است در جنوب غربى سبزوار بفاصلهء هشت فرسخ ، و اكنون مركز بلوك كاه است ، ( مقعد ) بضم اول و فتح ثالث بطورى كه در بعض كتب آوردهاند نوعى از مرواريد است كه يك طرف آن باريك و طرف ديگرش پهن باشد . ( موسيجه ) مرغى است شبيه بفاخته ، و صعوه و ابابيل و جز آن را هم گفتهاند . ( مهر ) بكسر اول ديهى است در مشرق مزينان بفاصلهء پنج فرسخ ( ميلون ) چون بيلزن ديهى است معتبر در يك فرسخى ديورك و آن را اكنون ملوند بر وزن فرزند گويند ، و بكسر اول بر وزن دلبند صحيحتر است . ( ميدان رجا ) ظاهرا منسوب بشخصى رجاء نام بوده و اكنون ميدانى بدين نام در سبزوار نيست . ( عت 104 ) ( ميج ) رش ، مج . ( ميدان ) نام يكى از محلات سبزوار غير از اسفريس بوده ؛ و اكنون هم كوچهاى بدين نام در سبزوار هست ، ( ميان اسفراين و بيهق ) از مركز بيهق تا مركز اسفراين را اكنون ميان آباد مىنامند و مسافت آن پانزده فرسنك است و از جوين مىگذرد . ( نامين ) بر وزن پايين ديهى است در نيم فرسنگى باشتين ، و آن را نامن بكسر ميم نيز نوشتهاند ، محمد باقر محقق سبزوارى از اين ديه بوده است ( ناوكيان ) اصل و مأخذ اين نسبت بطور تحقيق معلوم نشد ، و شبيه بدان « نوكى » است كه ابو الفضل بيهقى در تاريخ خود صاحب بريد سلطان مسعود ابو القاسم على را بدان نسبت ياد مىكند ، و ديگر « ناوى » است كه طايفهاى در سبزوار بدان معروفند ، و اين طايفه از قديم در آنجا مسكن دارند . ( نحاب ) بضم اول اكنون نام يكى از كاريزهاى خسروجرد است ، و آن را نه آب مىنويسند . ( نزلاباد ) بفتح اول ديهى است در دو فرسنگى سبزوار در سر راه نيشابور ، و در آن از آثار قديم بنائى كليسيا مانند است كه اهالى آن را مسجد خود قرار دادهاند . ( نسا ) نام شهرى از خراسان بوده است كه خراب شده و اطلال و آثار آن در نزديكى گيفان قوچان ديده مىشود ، و قسمتى از شهرستان قوچان در قديم جزء نسا بوده است . ( نسيب ) بمعنى شريف و صاحب اصل و نسب « نژاده » است مؤلف در صفحهء 26 يزدگرد را گويد كه نسيبترين ملوك عجم بوده است . ( نقابشك ) بضم اول و كسر باء بر وزن ( ترا هشت ) اكنون نام كاريزى است كه از يكى از محلات سبزوار مىگذرد ، و آن محله را هم نقابشك مىگويند ، اين كلمه بواو « نوقابشك » نيز نوشته شده است . ( نمس ) بكسر اول بر وزن جسم نوعى از راسوست كه در مصر يافته مىشود : و بطورى كه بعضى نوشتهاند خبيثترين سباع و سختترين دشمن ثعبان است . نوبهار » در يك فرسنگى شامكان است . ( نوقابشك ) نام كاريزى و ديهى بوده و يكى